جستجو برای:
  • آکادمی الهام عسگری
    • الهام عسگری
  • گرامر
    • آموزش تلفظ و فنون گفتاری آلمانی
      • حروف زبان آلمانی
    • آموزش ضمایر در زبان آلمانی
      • ضمایر در زبان آلمانی
    • آموزش اسم ها در زبان آلمانی
      • اسم‌ های مذکر، مؤنث و خنثی در زبان آلمانی
      • حالات اسم ها در زبان آلمانی
    • آموزش افعال آلمانی
      • افعال آکوزاتیو و داتیو
    • آموزش صفت ها در زبان آلمانی
      • صفت ها در زبان آلمانی
    • ساختار جملات در زبان آلمانی
    • آموزش گرامر زبان آلمانی
  • مکالمه
    • مکالمات روزمره در زبان آلمانی
    • لغات ضروری زبان آلمانی
  • آزمون و منابع
    • آزمون و تمرینات زبان آلمانی
    • منابع آموزش زبان آلمانی
  • آموزش آلمانی به کودکان
  • دوره ها
    • ثبت نام آنلاین در کلاس های گروهی و خصوصی آکادمی
    • پکیج ویژه آموزش زبان آلمانی برای کودکان و نوجوانان
    • کانال انیمیشن و فیلم آلمانی با زیرنویس
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • 09925443960
  • elhamasgari.de@gmail.com
آلمانی با الهام عسگری
  • آکادمی الهام عسگری
    • الهام عسگری
  • گرامر
    • آموزش تلفظ و فنون گفتاری آلمانی
      • حروف زبان آلمانی
    • آموزش ضمایر در زبان آلمانی
      • ضمایر در زبان آلمانی
    • آموزش اسم ها در زبان آلمانی
      • اسم‌ های مذکر، مؤنث و خنثی در زبان آلمانی
      • حالات اسم ها در زبان آلمانی
    • آموزش افعال آلمانی
      • افعال آکوزاتیو و داتیو
    • آموزش صفت ها در زبان آلمانی
      • صفت ها در زبان آلمانی
    • ساختار جملات در زبان آلمانی
    • آموزش گرامر زبان آلمانی
  • مکالمه
    • مکالمات روزمره در زبان آلمانی
    • لغات ضروری زبان آلمانی
  • آزمون و منابع
    • آزمون و تمرینات زبان آلمانی
    • منابع آموزش زبان آلمانی
  • آموزش آلمانی به کودکان
  • دوره ها
    • ثبت نام آنلاین در کلاس های گروهی و خصوصی آکادمی
    • پکیج ویژه آموزش زبان آلمانی برای کودکان و نوجوانان
    • کانال انیمیشن و فیلم آلمانی با زیرنویس
  • درباره ما
  • تماس با ما
0

آلمانی با الهام عسگری > آموزشی > افعال آکوزاتیو و داتیو

افعال آکوزاتیو و داتیو

03/07/2025
ارسال شده توسط الهام عسگری
آموزشی
91 بازدید
افعال مشترک آک.زاتیو و داتیو

افعال اکوزاتیو و داتیو

در این مقاله درباره تفاوت و کاربرد مفعول آکوزاتیو و داتیو در زبان آلمانی آشنا میشوید، به‌همراه نکات کاربردی و مثال روان. این بخش برای شروع یادگیری یا مرور سریع بسیار مفید است و می‌تونی در هر سطحی بهش رجوع کنی. اما حتما قبل از مطالعه این صفحه مقاله ضمایر آلمانی که درمورد ضمایر آکوزاتیو و داتیو نیز توضیحاتی دادیم را مطالعه کنید.

فهرست مطالب

Toggle
  • افعال اکوزاتیو و داتیو
  • 1) آکوزاتیو در زبان آلمانی (Akkusativ)
  • داتیو در زبان آلمانی Dativ
  • افعال آکوزاتیو در آلمانی با مثال
  • افعال داتیو در زبان آلمانی
  • افعال مشترک آکوزاتیو و داتیو

1) آکوزاتیو در زبان آلمانی (Akkusativ)

تعریف: آکوزاتیو حالت دستوری‌ای است که برای “مفعول مستقیم” جمله کاربرد دارد؛ یعنی کسی یا چیزی که مستقیماً عمل فعل روی او انجام می‌شود.
با کلمات پرسشی:
?Wen
?Was
(چه کسی؟ / چه چیزی؟)
مثال:
Ich sehe den Hund.
من سگ را می‌بینم.

(“سگ” مفعول مستقیم است؛ انجام فعل دیدن مستقیماً روی آن اتفاق می‌افتد.)

نشانه‌ها:
اغلب بعد از فعل‌هایی که فقط یک مفعول مستقیم می‌گیرند (sehen, haben, kaufen, essen, …) یا بعد از حروف اضافه خاص (für, ohne, gegen, durch, um).
ضمیرهای آکوزاتیوی (mich, dich, ihn, sie, es, uns, euch, sie, Sie).

داتیو در زبان آلمانی Dativ

تعریف: داتیو حالت دستوریِ مخصوص “مفعول غیرمستقیم” است؛ یعنی کسی یا چیزی که نفع یا ضرر عمل فعل به او می‌رسد یا گیرنده/ذینفع است.
با سؤال:
?Wem
(به چه کسی؟ / به چه چیزی؟)
مثال:
Ich gebe dem Kind ein Buch.
من یک کتاب به کودک می‌دهم.

(“کودک” مفعول غیرمستقیم است؛ دریافت‌کننده کتاب است.)

نشانه‌ها:
بعد از برخی از حروف اضافه (mit, nach, aus, bei, zu, seit, von, gegenüber) و افعال خاص (helfen, danken, gehören, gefallen, …).
ضمیرهای داتیوی (mir, dir, ihm, ihr, uns, euch, ihnen, Ihnen).
3) تفاوت اصلی
کدام؟ آکوزاتیو (مفعول مستقیم) داتیو (مفعول غیرمستقیم)
سؤال Wen? / Was? Wem?
فارسی چی‌رو؟ / کی‌رو؟ به کی؟ / برای کی؟
مثال Ich esse den Apfel. Ich gebe dem Kind ein Buch.
توضیح مستقیماً عمل رویش می‌شود گیرنده/ذینفع عمل
4) ساختار معمول جملات دو مفعولی
فاعل + فعل + مفعول داتیو + مفعول آکوزاتیو

مثال:

Ich schicke meinem Freund (داتیو) eine E-Mail (آکوزاتیو).
من برای دوستم یک ایمیل می‌فرستم.
5) راهنمای سریع تشخیص
فعل‌های خاص: بعضی افعال فقط با داتیو یا فقط با آکوزاتیو می‌آیند. بعضی (مثل geben, schicken, zeigen) هر دو لازم دارند.
پرسش درست طرح کن!
“چه کسی/چه چیزی؟” → آکوزاتیو
“به چه کسی؟/برای چه کسی؟” → داتیو

افعال مشترک آک.زاتیو و داتیو

افعال آکوزاتیو در آلمانی با مثال

تعداد افعال آکوزاتیو در آلمانی خیلی زیاد هست یعنی میتوان گفت اکثر افعال متعدی ،اکوزاتیو ساز هستند. اما در این مقاله تا جای امکان لیست افعال اکوزاتیو با مثال نوشته شده حتما مطالعه کنید و این صفحه رو ذخیره کنید چون کاملترین لیست برای شما اینجا نوشته شده است.

Ich habe einen Hund.من یک سگ دارم.
2. sehen (دیدن)
Er sieht den Film.او فیلم را می‌بیند.
3. hören (شنیدن)
Wir hören die Musik.ما موسیقی گوش می‌دهیم.
4. essen (خوردن)
Sie isst einen Apfel.او یک سیب می‌خورد.
5. trinken (نوشیدن)
Ich trinke einen Kaffee.من یک قهوه می‌نوشم.
6. lesen (خواندن)
Du liest das Buch.تو کتاب را می‌خوانی.
7. kaufen (خریدن)
Wir kaufen ein Auto.ما یک ماشین می‌خریم.
8. nehmen (گرفتن/برداشتن)
Er nimmt das Geld.او پول را برمی‌دارد.
9. brauchen (نیاز داشتن)
Ich brauche einen Stift.من یک خودکار نیاز دارم.
10. finden (پیدا کردن)
Sie findet den Schlüssel.او کلید را پیدا می‌کند.
11. suchen (جستجو کردن)
Ich suche meinen Freund.من دنبال دوستم می‌گردم.
12. lieben (دوست داشتن)
Er liebt seine Schwester.او خواهرش را دوست دارد.
13. mögen (دوست داشتن/میل داشتن)
Ich mag das Essen.من این غذا را دوست دارم.
14. vergessen (فراموش کردن)
Du hast deinen Termin vergessen.تو قرارَت را فراموش کردی.
15. benutzen (استفاده کردن)
Kann ich deinen Computer benutzen?می‌توانم از کامپیوترت استفاده کنم؟
16. bezahlen (پرداخت کردن)
Wer bezahlt die Rechnung?چه کسی صورتحساب را پرداخت می‌کند؟
17. besuchen (ملاقات کردن)
Wir besuchen unsere Oma.ما مادربزرگمان را ملاقات می‌کنیم.
18. öffnen (باز کردن)
Sie öffnet die Tür.او در را باز می‌کند.
19. schließen (بستن)
Er schließt das Fenster.او پنجره را می‌بندد.
20. tragen (پوشیدن/حمل کردن)
Ich trage einen Mantel.من یک پالتو پوشیده‌ام.
21. fragen (سؤال کردن)
Er fragt den Lehrer.او از معلم سؤال می‌پرسد.
22. kochen (پختن)
Mutter kocht das Abendessen.مادر شام را می‌پزد.
23. beginnen (شروع کردن)
Sie beginnt das Projekt.او پروژه را شروع می‌کند.
24. verlieren (گم کردن)
Ich verliere oft meinen Schlüssel.من اغلب کلیدم را گم می‌کنم.
25. bestellen (سفارش دادن)
Wir bestellen eine Pizza.ما یک پیتزا سفارش می‌دهیم.
26. bekommen (دریافت کردن/گرفتن)
Ich bekomme eine Nachricht.من یک پیام دریافت می‌کنم.
27. waschen (شستن)
Sie wäscht das Auto.او ماشین را می‌شوید.
28. malen (نقاشی کردن/رنگ کردن)
Er malt ein Bild.او یک نقاشی می‌کشد.
29. reparieren (تعمیر کردن)
Ich repariere das Fahrrad.من دوچرخه را تعمیر می‌کنم.
30. schreiben (نوشتن، در زمانی که مفعول مستقیم دارد)
Du schreibst einen Brief.تو یک نامه می‌نویسی.
31. backen (پختن – مخصوصاً کیک/شیرینی)
Meine Mutter backt einen Kuchen.مادرم یک کیک می‌پزد.
32. zeichnen (ترسیم کردن)
Das Kind zeichnet ein Haus.کودک یک خانه نقاشی می‌کند.
33. decken (چیدن – معمولاً میز)
Er deckt den Tisch.او میز را می‌چیند.
34. fotografieren (عکاسی کردن)
Lisa fotografiert den Sonnenuntergang.لیزا از غروب عکس می‌گیرد.
35. schneiden (بریدن)
Ich schneide das Brot.من نان را می‌برم.
36. anrufen (تلفن زدن به)
Ich rufe meinen Freund an.به دوستم زنگ می‌زنم.(توجه: مفعول مستقیم است بدون حرف اضافه)
37. grüßen (سلام کردن به)
Sie grüßt den Nachbarn.او به همسایه سلام می‌کند.
38. tragen (حمل کردن)
Er trägt die Tasche.او کیف را حمل می‌کند.
39. bauen (ساختن)
Wir bauen ein Haus.ما یک خانه می‌سازیم.
40. fühlen (احساس کردن)
Ich fühle den Schmerz.من درد را احساس می‌کنم.
41. empfangen (پذیرفتن/تحویل گرفتن)
Die Sekretärin empfängt die Gäste.منشی مهمانان را می‌پذیرد.
42. überqueren (عبور کردن از)
Der Mann überquert die Straße.مرد از خیابان عبور می‌کند.
43. unterrichten (تدریس کردن)
Der Lehrer unterrichtet die Schüler.معلم شاگردان را آموزش می‌دهد.
44. bedienen (سرویس دادن/خدمت کردن)
Die Kellnerin bedient die Gäste.پیشخدمت به مهمانان سرویس می‌دهد.
45. reservieren (رزرو کردن)
Wir reservieren einen Tisch.ما یک میز رزرو می‌کنیم.
46. verstehen (فهمیدن)
Ich verstehe die Frage.من سؤال را می‌فهمم.
47. zerstören (نابود کردن)
Das Feuer zerstört das Haus.آتش خانه را نابود می‌کند.
48. kontrollieren (کنترل/بازرسی کردن)
Die Polizei kontrolliert das Auto.پلیس ماشین را کنترل می‌کند.
49. installieren (نصب کردن)
Er installiert das Programm.او برنامه را نصب می‌کند.
50. planen (برنامه‌ریزی کردن)
Wir planen das Projekt.ما پروژه را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
51. entdecken (کشف کردن)
Sie entdeckt einen Fehler.او یک اشتباه پیدا می‌کند.
52. lösen (حل کردن)
Wir lösen das Problem.ما مشکل را حل می‌کنیم.
53. analysieren (تحلیل کردن)
Er analysiert die Daten.او داده‌ها را تحلیل می‌کند.
54. überprüfen (بازبینی کردن)
Ich überprüfe die Dokumente.من مدارک را بازبینی می‌کنم.
55. entwerfen (طراحی کردن)
Sie entwirft das Modell.او مدل را طراحی می‌کند.
56. erstellen (ایجاد کردن)
Wir erstellen einen Bericht.ما یک گزارش آماده می‌کنیم.
57. bearbeiten (ویرایش/فرآوری کردن)
Ich bearbeite das Foto.من عکس را ویرایش می‌کنم.
58. abgeben (تحویل دادن)
Sie gibt die Hausaufgabe ab.او تکلیف را تحویل می‌دهد.
59. vergleichen (مقایسه کردن)
Vergleiche die Ergebnisse!نتایج را مقایسه کن!
60. verkaufen (فروختن)
Er verkauft das Auto.او ماشین را می‌فروشد.
61. liefern (تحویل دادن)
Die Firma liefert die Ware.شرکت کالا را تحویل می‌دهد.
62. begrüßen (خوش‌آمد گفتن، استقبال کردن)
Wir begrüßen die Gäste.ما از مهمانان استقبال می‌کنیم.
63. produzieren (تولید کردن)
Die Fabrik produziert Werkzeuge.کارخانه ابزار تولید می‌کند.
64. empfehlen (توصیه کردن)
Ich empfehle das Restaurant.من آن رستوران را توصیه می‌کنم.
65. entwickeln (توسعه دادن)
Sie entwickeln neue Software.آن‌ها نرم‌افزار جدید توسعه می‌دهند.
66. sammeln (جمع‌آوری کردن)
Er sammelt Briefmarken.او تمبر جمع می‌کند.
67. zeigen (نشان دادن)
Kannst du mir den Weg zeigen?می‌تونی مسیر را به من نشان بدهی؟
68. verfolgen (دنبال کردن)
Wir verfolgen das Ziel.ما هدف را دنبال می‌کنیم.
69. unterstützen (حمایت کردن)
Er unterstützt das Team.او تیم را حمایت می‌کند.
70. verändern (تغییر دادن)
Du veränderst die Einstellung.تو تنظیمات را تغییر می‌دهی.
71. verlängern (تمدید کردن)
Ich verlängere meinen Vertrag.قرارداد خودم را تمدید می‌کنم.
72. ersetzen (جایگزین کردن)
Bitte ersetzen Sie den Filter.لطفاً فیلتر را عوض کنید.
73. organisieren (سازمان‌دهی کردن)
Wir organisieren das Meeting.ما جلسه را سازماندهی می‌کنیم.
74. buchen (رزرو کردن)
Ich buche das Hotel.من هتل را رزرو می‌کنم.
75. testen (آزمایش کردن)
Sie testen das System.آن‌ها سیستم را آزمایش می‌کنند.
76. wählen (انتخاب کردن)
Wähle einen Kurs!یک دوره انتخاب کن!
77. erreichen (به‌دست آوردن، رسیدن به)
Du erreichst das Ziel.تو به هدف می‌رسی.
78. fördern (تقویت کردن، حمایت مالی کردن)
Die Organisation fördert das Projekt.سازمان از پروژه حمایت مالی می‌کند.
79. sponsern (اسپانسر شدن/حمایت مالی کردن)
Die Firma sponsert das Event.شرکت آن رویداد را حمایت مالی می‌کند.
80. speichern (ذخیره کردن)
Speichern Sie die Datei!فایل را ذخیره کنید!
81. erforschen (بررسی/مطالعه/تحقیق کردن)
Die Wissenschaftler erforschen das neue Material.دانشمندان ماده جدید را بررسی می‌کنند.
82. genießen (لذت بردن از)
Er genießt das Abendessen.او از شام لذت می‌برد.
83. gleichen (شبیه بودن به – وقتی با آکوزاتیو می‌آید، شبیه‌سازی کردن)
Sie gleicht das Muster an.او الگو را شبیه‌سازی می‌کند.
84. gründen (تاسیس کردن/راه‌اندازی کردن)
Sie gründen eine Firma.آنها یک شرکت تأسیس می‌کنند.
85. ignorieren (نادیده گرفتن)
Er ignoriert die Warnung.او هشدار را نادیده می‌گیرد.
86. kopieren (کپی کردن)
Ich kopiere die Datei.من فایل را کپی می‌کنم.
87. leiten (مدیریت/هدایت کردن)
Sie leitet das Projekt.او پروژه را مدیریت می‌کند.
88. malen (نقاشی کردن – مجدداً با مثال نو)
Die Künstlerin malt das Porträt.هنرمند پرتره را نقاشی می‌کند.
89. öffnen (باز کردن – نمونه صنعتی)
Wir öffnen den Behälter.ما مخزن را باز می‌کنیم.
90. pressen (فشردن/پرس کردن)
Der Arbeiter presst das Metall.کارگر فلز را پرس می‌کند.
91. prüfen (بررسی/تست کردن)
Sie prüfen die Qualität.آنها کیفیت را بررسی می‌کنند.
92. reduzieren (کاهش دادن)
Wir reduzieren die Kosten.ما هزینه‌ها را کاهش می‌دهیم.
93. reparieren (تعمیر کردن – حرفه‌ای)
Der Techniker repariert das Gerät.تکنسین دستگاه را تعمیر می‌کند.
94. schätzen (تخمین زدن/قدردانی کردن)
Ich schätze deinen Einsatz.من قدردان تلاشت هستم.
95. speichern (ذخیره کردن – نمونه دیگر)
Bitte speichern Sie das Dokument.لطفاً سند را ذخیره کنید.
96. steuern (کنترل/هدایت کردن)
Sie steuern die Maschine.آنها دستگاه را کنترل می‌کنند.
97. unterbrechen (قطع کردن)
Bitte unterbrich das Gespräch nicht.لطفاً صحبت را قطع نکن.
98. unterstützen (حمایت کردن – نمونه دیگر)
Die Eltern unterstützen das Kind.والدین از کودک حمایت می‌کنند.
99. verarbeiten (پردازش کردن)
Der Computer verarbeitet die Daten.کامپیوتر داده‌ها را پردازش می‌کند.
100. wiederholen (تکرار کردن)
Können Sie die Frage wiederholen?می‌توانید سوال را تکرار کنید؟
101. zerlegen (باز و جدا کردن قطعات)
Der Mechaniker zerlegt den Motor.مکانیک موتور را باز می‌کند.
102. abholen (برداشتن/دریافت کردن)
Ich hole das Paket ab.من بسته را دریافت می‌کنم.
103. abholen (دریافت کردن، تکراری با کاربرد دیگر)
Sie holt die Kinder von der Schule ab.او بچه‌ها را از مدرسه برمی‌دارد.
104. abreißen (پاره کردن/خراب کردن)
Er reißt das Papier ab.او کاغذ را پاره می‌کند.
105. annehmen (پذیرفتن)
Ich nehme das Angebot an.پیشنهاد را می‌پذیرم.
106. einladen (دعوت کردن)
Wir laden unsere Freunde ein.دوستانمان را دعوت می‌کنیم.
107. entdecken (کشف کردن – تکرار برای تثبیت)
Die Kinder entdecken den Garten.بچه‌ها باغ را کشف می‌کنند.
108. fliegen (خلبان بودن چیزی را پرواز دادن)
Der Pilot fliegt das Flugzeug.خلبان هواپیما را پرواز می‌دهد.
109. gießen (ریختن/آبیاری کردن)
Sie gießt die Blumen.او گل‌ها را آبیاری می‌کند.
110. kochen (پختن – نمونه جدید)
Ich koche das Mittagessen.ناهار را می‌پزم.
111. sammeln (جمع‌آوری کردن)

Ich sammle Münzen.من سکه جمع می‌کنم.
112. überprüfen (بازبینی/بررسی کردن)

Der Ingenieur überprüft das Resultat.مهندس نتیجه را بررسی می‌کند.
113. ersetzen (جایگزین کردن)

Wir ersetzen den Filter.ما فیلتر را جایگزین می‌کنیم.
114. installieren (نصب کردن)

Ich installiere das Programm.من برنامه را نصب می‌کنم.
115. organisieren (سازماندهی/برنامه‌ریزی کردن)

Sie organisiert die Besprechung.او جلسه را سازماندهی می‌کند.
116. testen (تست کردن)

Sie testen das Produkt.آنها محصول را تست می‌کنند.
117. anmelden (ثبت‌نام کردن/اعلام حضور کردن)

Ich melde das Auto an.من ماشین را ثبت می‌کنم.
118. kontrollieren (کنترل/بررسی کردن)

Der Meister kontrolliert den Ablauf.استاد جریان کار را کنترل می‌کند.
119. speichern (دوباره ذخیره کردن برای تثبیت)

Er speichert die Daten.او داده‌ها را ذخیره می‌کند.
120. erreichen (رسیدن به/دستیابی به)

Ich erreiche das Ziel.به هدف می‌رسم.
121. pflegen (نگهداری/مرتب کردن)

Sie pflegt den Garten.او از باغ نگهداری می‌کند.
122. überzeugen (قانع کردن)

Ich überzeuge den Kunden.من مشتری را قانع می‌کنم.
123. verbessern (بهبود بخشیدن)

Wir verbessern den Prozess.ما فرایند را بهبود می‌دهیم.
124. verwenden (استفاده کردن)

Sie verwendet das Werkzeug.او ابزار را استفاده می‌کند.
125. verdrängen (حذف/جایگزین کردن)

Neues verdrängt das Alte.جدید، قدیمی را حذف می‌کند.
126. erhalten (دریافت کردن/بدست آوردن)

Sie erhält die Unterlagen.او مدارک را دریافت می‌کند.
127. abliefern (تحویل دادن)

Er liefert die Ware ab.او کالا را تحویل می‌دهد.
128. abwarten (منتظر ماندن تا چیزی رخ دهد)

Wir warten das Ergebnis ab.ما منتظر نتیجه می‌مانیم.
129. entwickeln (توسعه دادن/طراحی کردن)

Das Team entwickelt eine neue Methode.تیم یک روش جدید توسعه می‌دهد.
130. produzieren (تولید کردن)

Sie produzieren Autos.آن‌ها خودرو تولید می‌کنند.
131. reagieren (auf + Akk.) (واکنش نشان دادن به)

Die Firma reagiert auf die Reklamation.شرکت به شکایت واکنش نشان می‌دهد.
132. versenden (ارسال کردن)

Wir versenden die Pakete.ما بسته‌ها را ارسال می‌کنیم.
133. abschließen (به پایان رساندن/بستن قرارداد)

Wir schließen den Vertrag ab.قرارداد را منعقد می‌کنیم.
134. analysieren (تحلیل کردن)

Der Chemiker analysiert die Probe.شیمیدان نمونه را تحلیل می‌کند.
135. buchen (رزرو کردن)

Ich buche das Hotelzimmer.من اتاق هتل را رزرو می‌کنم.
136. erreichen (دوباره برای تاکيد)

Er erreicht den Kunden telefonisch.او به صورت تلفنی با مشتری ارتباط برقرار می‌کند.
137. empfehlen (توصیه کردن)

Ich empfehle das Restaurant.من رستوران را پیشنهاد می‌دهم.
138. präsentieren (ارائه کردن)

Sie präsentiert das Ergebnis.او نتیجه را ارائه می‌کند.
139. transportieren (حمل کردن)

Der LKW transportiert die Waren.کامیون کالاها را حمل می‌کند.
140. untersuchen (بررسی/معاینه کردن)

Der Arzt untersucht den Patienten.پزشک بیمار را معاینه می‌کند.
141. zählen (شمردن)

Ich zähle die Tage.روزها را می‌شمارم.
142. nennen (نام بردن)

Sie nennt ihren Hund “Bello”.او سگش را “بلو” صدا می‌زند.
143. beschreiben (توصیف کردن)

Bitte beschreibe das Problem.لطفاً مشکل را توصیف کن.
144. erwarten (انتظار داشتن، منتظر بودن)

Wir erwarten die Lieferung.ما منتظر تحویل هستیم.
145. malen (نقاشی کشیدن / تکرار برای یادگیری)

Er malt das Bild.او نقاشی را می‌کشد.
146. genießen (لذت بردن / تکرار مهم)

Sie genießt den Urlaub.او از تعطیلات لذت می‌برد.
147. verdienen (درآمد داشتن، به دست آوردن)

Ich verdiene das Geld.من پول را به دست می‌آورم.
148. beeinflussen (تأثیر گذاشتن بر)

Das Wetter beeinflusst die Pläne.آب و هوا برنامه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
149. beraten (مشاوره دادن)

Der Experte berät die Kunden.کارشناس به مشتریان مشاوره می‌دهد.
150. empfehlen (توصیه کردن)

Kannst du mir ein Buch empfehlen?می‌تونی به من یک کتاب توصیه کنی؟
151. erfragen

Ich erfrage den Weg.من مسیر را می‌پرسم.
152. eröffnen

Wir eröffnen das Geschäft morgen.مغازه را فردا افتتاح می‌کنیم.
153. erfüllen

Er erfüllt die Pflicht.او وظیفه را انجام می‌دهد.
154. erweitern

Die Firma erweitert das Angebot.شرکت پیشنهادات را گسترش می‌دهد.
155. erwischen

Ich erwische den Bus.من اتوبوس را می‌رسانم.
156. entfernen

Bitte entfernen Sie das Auto.لطفا ماشین را بردارید.
157. erfinden

Er erfindet eine neue Maschine.او دستگاه جدیدی اختراع می‌کند.
158. erschrecken

Das Gewitter erschreckt die Kinder.رعد و برق بچه‌ها را می‌ترساند.
159. erwarten

Wir erwarten die Post.ما منتظر نامه هستیم.
160. färben

Sie färbt ihr Haar blond.او موهایش را بلوند می‌کند.
161. fördern

Der Chef fördert das Projekt.رئیس پروژه را حمایت می‌کند.
162. formen

Der Künstler formt die Statue.هنرمند مجسمه را شکل می‌دهد.
163. fragen

Ich frage den Lehrer.من از معلم سوال می‌پرسم.
164. frieren

Der Frost friert das Wasser.یخ آب را منجمد می‌کند.
165. füttern

Das Kind füttert den Hund.کودک سگ را غذا می‌دهد.
166. gebrauchen

Ich gebrauche das Werkzeug.من ابزار را استفاده می‌کنم.
167. genießen

Ich genieße den Kaffee.من از قهوه لذت می‌برم.
168. gratulieren (mit “zu” و داتیو، اما می‌تونه با آکوزاتیو بیاد)

Ich gratuliere dich zum Geburtstag.(درست‌تر: Ich gratuliere dir zum Geburtstag.)*
169. grüßen

Ich grüße meinen Kollegen.من به همکارم سلام می‌کنم.
170. gründen

Sie gründen eine Firma.آن‌ها یک شرکت تأسیس می‌کنند.
171. hängen (آکوزاتیو در حرکت، داتیو در حالت ثابت)

Ich hänge das Bild an die Wand.من تابلو را به دیوار می‌زنم.
172. heiraten

Er heiratet seine Freundin.او با دوست دخترش ازدواج می‌کند.
173. herstellen

Die Fabrik stellt Autos her.کارخانه خودرو تولید می‌کند.
174. holen

Ich hole den Brief.من نامه را می‌آورم.
175. impfen

Der Arzt impft das Kind.دکتر کودک را واکسینه می‌کند.
176. informieren

Ich informiere den Chef.من رئیس را مطلع می‌کنم.
177. interpretieren

Sie interpretiert das Ergebnis.او نتیجه را تفسیر می‌کند.
178. kämmen

Ich kämme meine Haare.موهایم را شانه می‌کنم.
179. kleben

Ich klebe das Poster an die Wand.پوستر را به دیوار می‌چسبانم.
180. klopfen

Sie klopft die Tür.او به در می‌زند.
181. kochen

Ich koche die Suppe.من سوپ را می‌پزم.
182. kontrollieren

Die Polizei kontrolliert das Auto.پلیس ماشین را بررسی می‌کند.
183. kopieren

Ich kopiere das Dokument.من سند را کپی می‌کنم.
184. kriegen (محاوره‌ای برای bekommen)

Ich kriege das Paket.من بسته را می‌گیرم.
185. lagern

Die Firma lagert die Ware.شرکت کالا را انبار می‌کند.
186. lassen

Ich lasse das Buch hier.کتاب را اینجا می‌گذارم.
187. leihen

Ich leihe den Stift.خودکار را قرض می‌گیرم.
188. liefern

Der Händler liefert das Produkt.فروشنده محصول را تحویل می‌دهد.
189. lösen

Er löst die Aufgabe.او مسأله را حل می‌کند.
190. markieren

Ich markiere den Text.متن را علامت می‌زنم.
191. messen

Das Gerät misst die Temperatur.دستگاه دما را می‌سنجد.
192. mieten

Wir mieten die Wohnung.ما آپارتمان را اجاره می‌کنیم.
193. mischen

Ich mische die Farben.رنگ‌ها را مخلوط می‌کنم.
194. mögen

Ich mag Pizza.من پیتزا دوست دارم.
195. öffnen

Sie öffnet das Fenster.او پنجره را باز می‌کند.
196. packen

Ich packe den Koffer.چمدان را جمع می‌کنم.
197. planen

Wir planen das Event.ما رویداد را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
198. präsentieren

Sie präsentiert das Produkt.او محصول را ارائه می‌دهد.
199. prüfen

Der Prüfer prüft die Maschine.بازرس دستگاه را بررسی می‌کند.
200. produzieren

Die Firma produziert Komponenten.شرکت قطعات تولید می‌کند.
201. produzieren

Die Fabrik produziert Schrauben.کارخانه پیچ تولید می‌کند.
202. provozieren

Seine Worte provozieren eine Reaktion.حرف‌هایش یک واکنش را تحریک می‌کند.
203. putzen

Ich putze das Fenster.پنجره را تمیز می‌کنم.
204. rauben

Der Dieb raubt das Geld.دزد پول را می‌دزدد.
205. rauchen

Er raucht eine Zigarette.او یک سیگار می‌کشد.
206. reduzieren

Wir reduzieren die Kosten.هزینه‌ها را کاهش می‌دهیم.
207. regeln

Das Gesetz regelt die Vorschriften.قانون مقررات را تنظیم می‌کند.
208. reinigen

Die Mitarbeiter reinigen die Maschinen.کارمندان ماشین‌ها را تمیز می‌کنند.
209. reparieren

Er repariert das Fahrrad.او دوچرخه را تعمیر می‌کند.
210. respektieren

Ich respektiere deine Meinung.نظر تو را محترم می‌شمارم.
211. retten

Der Feuerwehrmann rettet das Kind.آتش‌نشان کودک را نجات می‌دهد.
212. richten

Ich richte das Essen an.غذا را آماده می‌کنم (در ظرف می‌گذارم).
213. rühren

Sie rührt den Teig.او خمیر را هم می‌زند.
214. sagen

Ich sage die Wahrheit.حقیقت را می‌گویم.
215. sammeln

Er sammelt Briefmarken.او تمبر جمع می‌کند.
216. schalten

Ich schalte das Licht ein.من چراغ را روشن می‌کنم.
217. schaffen

Wir schaffen die Grundlage.ما پایه را ایجاد می‌کنیم.
218. schätzen

Ich schätze deine Hilfe.من کمک تو را ارج می‌نهم.
219. schenken

Ich schenke meinem Vater ein Buch.من به پدرم یک کتاب هدیه می‌دهم.
220. schicken

Ich schicke dir eine E-Mail.من برای تو یک ایمیل می‌فرستم.
221. schlagen

Der Junge schlägt den Ball.پسر توپ را می‌زند.
222. schließen

Ich schließe die Tür.من در را می‌بندم.
223. schneiden

Sie schneidet das Fleisch.او گوشت را می‌بُرد.
224. schreiben

Ich schreibe einen Brief.من یک نامه می‌نویسم.
225. schützen

Der Helm schützt den Kopf.کلاه ایمنی از سر محافظت می‌کند.
226. sehen

Ich sehe den Hund.من سگ را می‌بینم.
227. senden

Sie senden das Paket.آنها بسته را ارسال می‌کنند.
228. senken

Die Firma senkt den Preis.شرکت قیمت را کاهش می‌دهد.
229. sichern

Wir sichern die Daten.ما داده‌ها را ایمن می‌کنیم.
230. siezen

Ich sieze den Professor.من با استاد رسمی صحبت می‌کنم (او را شما خطاب می‌کنم).
231. spielen

Wir spielen ein Spiel.ما یک بازی انجام می‌دهیم.
232. spülen

Er spült das Geschirr.او ظرف‌ها را می‌شوید.
233. starten

Ich starte das Programm.برنامه را شروع می‌کنم.
234. steuern

Der Pilot steuert das Flugzeug.خلبان هواپیما را هدایت می‌کند.
235. stören

Die Geräusche stören die Arbeit.صداها مزاحم کار می‌شوند.
236. studieren

Ich studiere die Anleitung.من دفترچه راهنما را مطالعه می‌کنم.
237. suchen

Wir suchen die Lösung.ما به دنبال راه حل هستیم.
238. tanken

Ich tanke das Auto.من ماشین را سوخت‌گیری می‌کنم.
239. teilen

Wir teilen die Kosten.ما هزینه‌ها را تقسیم می‌کنیم.
240. testen

Der Ingenieur testet das Gerät.مهندس دستگاه را تست می‌کند.
241. töten

Die Jäger töten das Tier.شکارچیان حیوان را می‌کشند.
242. tragen

Ich trage den Koffer.من چمدان را حمل می‌کنم.
243. trainieren

Der Trainer trainiert die Mannschaft.مربی تیم را تمرین می‌دهد.
244. trinken

Ich trinke Wasser.من آب می‌نوشم.
245. überholen

Das Auto überholt den LKW.ماشین از کامیون سبقت می‌گیرد.
246. übernehmen

Das Unternehmen übernimmt den Auftrag.شرکت پروژه را برعهده می‌گیرد.
247. überqueren

Die Kinder überqueren die Straße.کودکان از خیابان عبور می‌کنند.
248. überraschen

Die Familie überrascht ihn.خانواده او را غافلگیر می‌کند.
249. unterstützen

Ich unterstütze meinen Kollegen.من از همکارم حمایت می‌کنم.
250. untersuchen

Der Arzt untersucht das Kind.پزشک کودک را معاینه می‌کند.
251. untersuchen

Die Polizei untersucht den Fall.پلیس پرونده را بررسی می‌کند.
252. unterstützen

Wir unterstützen dich.ما از تو حمایت می‌کنیم.
253. unterzeichnen

Bitte unterzeichnen Sie das Dokument.لطفاً سند را امضا کنید.
254. verarbeiten

Die Fabrik verarbeitet das Material.کارخانه مواد را فرآوری می‌کند.
255. verbessern

Er verbessert seinen Fehler.او اشتباه خود را اصلاح می‌کند.
256. verbringen

Ich verbringe das Wochenende am Meer.آخر هفته را در کنار دریا می‌گذرانم.
257. verdoppeln

Die Firma verdoppelt die Produktion.شرکت تولید را دو برابر می‌کند.
258. verwenden

Ich verwende diese Methode.من این روش را به کار می‌برم.
259. vergessen

Ich habe den Schlüssel vergessen.کلید را فراموش کردم.
260. verlieren

Er verliert das Spiel.او بازی را می‌بازد.
261. vermeiden

Wir vermeiden den Fehler.ما از این اشتباه جلوگیری می‌کنیم.
262. vermieten

Meine Eltern vermieten die Wohnung.والدینم آپارتمان را اجاره می‌دهند.
263. verpassen

Ich verpasse den Zug.من قطار را از دست می‌دهم.
264. verpacken

Er verpackt das Geschenk.او هدیه را بسته‌بندی می‌کند.
265. versenden

Wir versenden das Paket.ما بسته را ارسال می‌کنیم.
266. versichern

Sie versichern das Auto.آنها ماشین را بیمه می‌کنند.
267. versprechen

Ich verspreche dir das Ergebnis.من به تو نتیجه را قول می‌دهم.
268. verstehen

Ich verstehe die Frage.من سوال را می‌فهمم.
269. versuchen

Ich versuche die Aufgabe.من این کار را امتحان می‌کنم.
270. vertreten

Der Anwalt vertritt den Mandanten.وکیل موکل را نمایندگی می‌کند.
271. verurteilen

Das Gericht verurteilt ihn.دادگاه او را محکوم می‌کند.
272. verwalten

Sie verwalten das Projekt.آن‌ها پروژه را مدیریت می‌کنند.
273. verzeihen

Verzeih mir meinen Fehler.اشتباهم را ببخش.
274. vorbereiten

Ich bereite das Essen vor.غذا را آماده می‌کنم.
275. vorschlagen

Ich schlage einen Termin vor.من یک قرار پیشنهاد می‌کنم.
276. vorstellen

Ich stelle das Produkt vor.محصول را معرفی می‌کنم.
277. wählen

Sie wählen den Präsidenten.آن‌ها رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کنند.
278. warnen (meist mit vor + Dativ, aber manchmal Akk)

Ich warne dich.من به تو هشدار می‌دهم.
279. wechseln

Er wechselt den Reifen.او لاستیک را عوض می‌کند.
280. wecken

Die Mutter weckt das Kind.مادر کودک را بیدار می‌کند.
281. wiederholen

Bitte wiederhole die Frage.لطفا سوال را تکرار کن.
282. wiegen

Er wiegt das Paket.او بسته را وزن می‌کند.
283. wissen

Ich weiß die Antwort.جواب را می‌دانم.
284. wünschen

Ich wünsche dir einen schönen Tag.روز خوبی را برایت آرزو می‌کنم.
285. zahlen

Ich zahle die Rechnung.من صورتحساب را پرداخت می‌کنم.
286. zeichnen

Er zeichnet ein Bild.او یک نقاشی می‌کشد.
287. zeigen

Ich zeige dir das Haus.من خانه را به تو نشان می‌دهم.
288. zerstören

Der Brand zerstört das Haus.آتش خانه را نابود می‌کند.
289. ziehen

Sie ziehen ein Seil.آنها طناب را می‌کشند.
290. zubereiten

Ich bereite das Frühstück zu.من صبحانه را آماده می‌کنم.
291. zumachen

Er macht die Tür zu.او در را می‌بندد.
292. zurückgeben

Sie gibt das Buch zurück.او کتاب را پس می‌دهد.
293. zusammenbauen

Ich baue das Regal zusammen.من قفسه را مونتاژ می‌کنم.
294. zusammensetzen

Wir setzen die Teile zusammen.ما قطعات را کنار هم می‌گذاریم.
295. zustimmen (eigentlich با داتیو، اما بعضاً آکوزاتیو هم می‌آید)

Ich stimme den Vorschlag zu.من با پیشنهاد موافقت می‌کنم.
296. zerstören

Sie zerstören die Dokumente.آن‌ها اسناد را نابود می‌کنند.
297. zerreißen

Er zerreißt das Papier.او کاغذ را پاره می‌کند.
298. schützen

Sie schützt die Umwelt.او از محیط‌زیست محافظت می‌کند.
299. erledigen

Ich erledige die Aufgabe.من کار را انجام می‌دهم.
300. feiern

Wir feiern den Erfolg.ما موفقیت را جشن می‌گیریم.

افعال داتیو در زبان آلمانی

تعداد افعال داتیو در زبان آلمانی به نسبت افعال آکوزاتیو کمتر می باشد. چندین دور این لیست را مطالعه کنید تعداد زیادی را میتوانید به خاطر بسپارید.

۱. antworten
Ich antworte dem Lehrer.من به معلم جواب می‌دهم.
۲. danken
Ich danke dir.من از تو تشکر می‌کنم.
۳. gefallen
Das Auto gefällt mir.ماشین به من خوش می‌آید (خوشم می‌آید).
۴. gehören
Das Buch gehört mir.کتاب مال من است.
۵. glauben
Ich glaube dir.من به تو ایمان/باور دارم.
۶. helfen
Er hilft seinem Freund.او به دوستش کمک می‌کند.
۷. passen
Die Schuhe passen mir nicht.کفش‌ها بهم اندازه نیستند.
۸. schmecken
Die Suppe schmeckt ihm.سوپ به او مزه می‌دهد.
۹. vertrauen
Ich vertraue meinem Kollegen.به همکارم اعتماد دارم.
۱۰. widersprechen
Du widersprichst mir immer.تو همیشه با من مخالفت می‌کنی.
۱۱. zuhören
Hörst du mir zu?به من گوش می‌کنی؟
۱۲. gratulieren
Ich gratuliere dir zum Geburtstag.تولدت رو تبریک می‌گویم.
۱۳. verzeihen
Verzeih mir bitte!مرا ببخش لطفاً!
۱۴. begegnen
Ich begegne meinem Chef im Flur.من در راهرو با رئیسم مواجه می‌شوم.
۱۵. dienen
Das dient mir als Beispiel.این به عنوان مثال برای من استفاده می‌شود.
۱۶. drohen
Der Chef droht dem Mitarbeiter.رئیس به کارمند تهدید می‌کند.
۱۷. folgen
Die Kinder folgen dem Lehrer.بچه‌ها از معلم پیروی می‌کنند.
۱۸. genügen
Das genügt mir nicht.این برای من کافی نیست.
۱۹. nützen
Das nützt mir nichts.این برای من فایده‌ای ندارد.
۲۰. schaden
Rauchen schadet der Gesundheit.سیگار به سلامتی آسیب می‌زند.
۲۱. ähneln

Du ähnelst deinem Vater.

تو به پدرت شبیه هستی.

۲۲. ausweichen

Der Fahrer weicht dem Hindernis aus.

راننده از مانع دوری می‌کند.

۲۳. befehlen

Der Chef befiehlt dem Team, schneller zu arbeiten.

رئیس به تیم دستور می‌دهد سریع‌تر کار کنند.

۲۴. einfallen

Mir fällt die Antwort nicht ein.

جواب به خاطرم نمی‌رسد.

۲۵. entgegnen

Er entgegnet dem Kollegen mit einer Frage.

او به همکارش (در جواب) یک سؤال مطرح می‌کند.

۲۶. erlauben

Die Mutter erlaubt dem Kind das Eis.

مادر به کودک بستنی اجازه می‌دهد.

۲۷. fehlen

Du fehlst mir.

جات برای من خالی است.

۲۸. folgen

Kannst du mir bitte folgen?

می‌تونی دنبال من بیای؟

۲۹. gehorchen

Kinder gehorchen ihren Eltern selten.

بچه‌ها به ندرت به والدینشان گوش می‌دهند.

۳۰. gelingen

Es gelingt mir nicht, das Problem zu lösen.

موفق نمی‌شوم مشکل را حل کنم.

۳۱. genügen

Deine Erklärung genügt mir.

توضیح تو برایم کافی است.

۳۲. missfallen

Der neue Plan missfällt dem Chef.

طرح جدید به رئیس خوش نیامد.

۳۳. raten

Ich rate dir zur Geduld.

به تو صبر را توصیه می‌کنم.

۳۴. schaden

Zu viel Arbeit schadet dem Körper.

زیاد کار کردن به بدن آسیب می‌زند.

۳۵. verzeihen

Kannst du mir meinen Fehler verzeihen?

می‌توانی اشتباه مرا ببخشی؟

۳۶. zusehen

Die Schüler sehen dem Lehrer beim Experiment zu.

دانش‌آموزان به معلم هنگام آزمایش نگاه می‌کنند.

۳۷. imponieren

Deine Leistung imponiert mir sehr.

عملکردت خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد.

۳۸. beistehen

Ich stehe dir in dieser schwierigen Zeit bei.

در این زمان سخت کنارت هستم.

۳۹. vertrauen

Du kannst mir vertrauen.

می‌توانی به من اعتماد کنی.

۴۰. widersprechen

Ich widerspreche meinem Kollegen selten.

به ندرت با همکارم مخالفت می‌کنم.

۴۱. danken

Wir danken unseren Eltern für alles.

از والدینمان بابت همه چی تشکر می‌کنیم.

۴۲. gratulieren

Alle gratulieren dem Gewinner herzlich.

همه قهرمان را صمیمانه تبریک می‌گویند.
۴۳. assistieren

Der Arzt assistiert dem Chirurgen.

پزشک به جراح کمک می‌کند.

۴۴. beipflichten

Ich pflichte dir bei.

با تو موافقم.

۴۵. drohen

Der Chef droht dem Mitarbeiter mit Kündigung.

رئیس کارمند را به اخراج تهدید می‌کند.

۴۶. entfliehen

Der Häftling entflieht dem Gefängnis.

زندانی از زندان فرار می‌کند.

۴۷. entsprechen

Das Resultat entspricht meinen Erwartungen.

نتیجه مطابق انتظار من است.

۴۸. folgen

Die Gäste folgen dem Wegweiser.

مهمانان تابلو راهنما را دنبال می‌کنند.

۴۹. nachlaufen

Das Kind läuft dem Hund nach.

بچه دنبال سگ می‌دود.

۵۰. nachgeben

Der Vater gibt dem Wunsch des Kindes nach.

پدر به خواسته فرزندش تن می‌دهد.

۵۱. widersprechen

Das Kind widerspricht der Mutter.

کودک با مادرش مخالفت می‌کند.

۵۲. zuhören

Die Schüler hören dem Lehrer aufmerksam zu.

دانش‌آموزان با دقت به معلم گوش می‌دهند.

۵۳. zureden

Die Freunde reden ihm gut zu.

دوستانش به او دلگرمی می‌دهند.

۵۴. zuspielen

Der Spieler spielt dem Mitspieler den Ball zu.

بازیکن توپ را به هم‌تیمی‌اش پاس می‌دهد.

۵۵. zuflüstern

Sie flüstert ihm etwas zu.

او چیزی را در گوشش پچ‌پچ می‌کند.

۵۶. zurechnen

Die Experten rechnen das Ereignis dem Klimawandel zu.

متخصصان این اتفاق را به تغییرات آب‌وهوایی نسبت می‌دهند.

۵۷. zuschauen

Viele Kinder schauen dem Zauberer zu.

بچه‌های زیادی به شعبده‌باز نگاه می‌کنند.

۵۸. misslingen

Der Versuch misslingt dem Wissenschaftler.

آزمایش برای دانشمند موفقیت‌آمیز نیست.

۵۹. nützen

Das nützt mir gar nichts.

این اصلاً به درد من نمی‌خورد.

۶۰. verzeihen

Sie verzeiht ihrem Bruder den Fehler.

او اشتباه برادرش را می‌بخشد.
۶۱. entgegenkommen

Kannst du mir ein bisschen entgegenkommen?

می‌تونی کمی با من راه بیای (منصف باشی)؟

۶۲. erliegen

Der Patient erliegt seiner Krankheit.

بیمار در برابر بیماری‌اش تسلیم شد/درگذشت.

۶۳. fluchen

Er fluchte dem Pech.

او به بدبیاری فحش داد.

۶۴. glücken

Der Plan glückt dem Team.

برنامه برای تیم موفقیت‌آمیز بود.

۶۵. lauschen

Die Kinder lauschen dem Märchen.

بچه‌ها به افسانه گوش می‌سپارند.

۶۶. mangeln (an)

Es mangelt mir an Erfahrung.

من کمبود تجربه دارم.

۶۷. nächsten (jemandem)

Er nächsten mir sehr.

او خیلی به من نزدیک است.

۶۸. obliegen

Die Kontrolle obliegt dem Manager.

کنترل به عهده مدیر است.

۶۹. überlegen sein

Er ist mir an Erfahrung überlegen.

او از نظر تجربه بر من برتری دارد.

۷۰. verbleiben

Was verbleibt mir noch?

چه چیزی برای من باقی می‌ماند؟

۷۱. vorbeugen

Man sollte Krankheiten dem Körper vorbeugen.

آدم باید از بیماری‌ها برای بدن پیشگیری کند.

۷۲. wohl tun

Das tut mir wohl.
این به من خوش می‌گذرد/لذت می‌دهد.
۷۳. zuwenden
Er wendet sich dem neuen Projekt zu.

او به پروژه جدید توجه می‌کند/می‌پردازد.

۷۴. sich entziehen
Er entzieht sich der Verantwortung.

او از مسئولیت شانه خالی می‌کند.

۷۵. sich fügen
Er fügt sich dem Schicksal.

او تسلیم سرنوشت می‌شود.

۷۶. sich anschließen
Ich schließe mich dem Vorschlag an.

با این پیشنهاد موافقم/همراه می‌شوم.

۷۷. nachgeben
Sie gibt dem Druck nach.

او در برابر فشار کوتاه می‌آید/تسلیم می‌شود.

۷۸. überlegen (jemandem überlegen sein)
Das Team ist dem Gegner überlegen.

تیم نسبت به حریف برتری دارد.

۷۹. sich unterwerfen
Er unterwirft sich dem Gesetz.

او مطیع قانون می‌شود.

۸۰. abhelfen
Kannst du dem Problem abhelfen?

می‌تونی مشکل رو رفع کنی؟

۸۱. nachsehen
Kannst du mir das nachsehen?

می‌تونی این اشتباه من رو ببخشی؟

۸۲. sich widmen
Ich widme mich dem Studium.

من خودم رو وقف تحصیل می‌کنم.

۸۳. beistehen
Ich stehe dir in der Not bei.

در سختی‌ها کنارت هستم.

۸۴. nachlaufen
Der Hund läuft dem Kind nach.

سگ دنبال کودک می‌دود.

۸۵. trauen (jemandem trauen)
Du kannst ihm trauen.

می‌تونی به او اعتماد کنی.

۸۶. widersprechen
Du widersprichst mir immer!

تو همیشه با من مخالفت می‌کنی!

۸۷. nachgehen
Er geht seiner Arbeit mit Leidenschaft nach.

او با علاقه دنبال کارش می‌رود.

۸۸. zuhören
Bitte hören Sie mir zu.

لطفاً به حرف من گوش بدید.

۸۹. bangen (jemandem bangt um)
Mir bangt um seine Gesundheit.

من برای سلامتی او نگرانم.

۹۰. zureden
Die Mutter redet dem Kind gut zu.

مادر بچه را تشویق/دلداری می‌دهد.

۹۱. gemahnen
Das Urteil gemahnt uns der Gefahr.

این حکم ما را به خطر یادآور می‌شود.

۹۲. zupassen
Er passt dem Mitarbeiter die Informationen zu.

او اطلاعات را به کارمند منتقل می‌کند.

۹۳. abgewöhnen
Ich möchte mir das Rauchen abgewöhnen.

می‌خواهم سیگار را ترک کنم.

(در این فعل داتیو به صاحب عادت تعلق می‌گیرد: Meine Mutter hat es mir abgewöhnt. مادرم این عادت را از من گرفت.)

۹۴. beipflichten
Ich pflichte dir bei.

با تو موافقم/تاییدت می‌کنم.

۹۵. entstehen (jemandem entsteht etwas)
Dem Unternehmen entsteht ein Schaden.

به شرکت ضرر وارد می‌شود.

۹۶. sich ergeben
Aus den Umständen ergibt sich eine neue Situation.

از شرایط، موقعیت جدیدی به وجود می‌آید.

۹۷. sich nähern
Das Flugzeug nähert sich dem Flughafen.

هواپیما به فرودگاه نزدیک می‌شود.

۹۸. zuwinken
Sie winkt dem Freund zu.

او برای دوستش دست تکان می‌دهد.

۹۹. überlaufen
Das Wasser läuft dem Becher über.

آب از لیوان سرریز می‌شود.

۱۰۰. entgegenschlagen
Mir schlägt Misstrauen entgegen.

با بی‌اعتمادی مواجه می‌شوم/احساس بی‌اعتمادی به من برمی‌گردد.

افعال مشترک آکوزاتیو و داتیو

لازم است بدانید یکسری از افعال در زبان آلمانی هم آکوزاتیو هستند و هم داتیو.

چرا به این افعال می‌گیم مشترک؟
چون این افعال همیشه یا اغلب، همزمان به دو تا مفعول نیاز دارند:

یکی با داتیو (غیرمستقیم)
یکی با اکوزاتیو (مستقیم)
افعال یک‌مفعوله (فقط اکوزاتیو یا فقط داتیو):

مثلاً: “sehen” (دیدن) فقط اکوزاتیو می‌گیره → Ich sehe den Hund.

یا “helfen” فقط داتیو می‌گیره → Ich helfe dem Mann.

ولی افعال دوفاعلی مشترک:

مثل “geben” (دادن)، “schenken” (هدیه دادن)، همیشه دو تا مفعول لازم دارند.

در ادامه با تعداد دیگری از افعال مشترک آکوزاتیو و داتیو آشنا میشوید.

۱. geben (دادن)
Ich gebe dem Kind (Dativ) das Buch (Akkusativ).

من کتاب را به کودک می‌دهم.

۲. schenken (هدیه دادن)
Er schenkt seiner Mutter (Dativ) eine Blume (Akkusativ).

او به مادرش یک گل هدیه می‌دهد.

۳. bringen (آوردن)
Sie bringt dem Lehrer (Dativ) den Brief (Akkusativ).

او نامه را برای معلم می‌آورد.

۴. zeigen (نشان دادن)
Kannst du mir (Dativ) den Weg (Akkusativ) zeigen?

می‌تونی راه را به من نشان بدهی؟

۵. erklären (توضیح دادن)
Ich erkläre dir (Dativ) die Grammatik (Akkusativ).

من دستور زبان را برایت توضیح می‌دهم.

۶. leihen (قرض دادن)
Kannst du mir (Dativ) dein Auto (Akkusativ) leihen?

می‌تونی ماشینت را به من قرض بدی؟

۷. empfehlen (توصیه/پیشنهاد دادن)
Er empfiehlt uns (Dativ) das Restaurant (Akkusativ).

او آن رستوران را به ما توصیه می‌کند.

۸. verkaufen (فروختن)
Sie verkauft dem Kunden (Dativ) das Auto (Akkusativ).

او ماشین را به مشتری می‌فروشد.

۹. schicken (فرستادن)
Ich schicke dir (Dativ) eine E-Mail (Akkusativ).

برای تو یک ایمیل می‌فرستم.

۱۰. wünschen (آرزو کردن)
Ich wünsche dir (Dativ) viel Erfolg (Akkusativ).

برای تو موفقیت زیادی آرزو دارم.

۱۱. bringen و holen
Kannst du mir (Dativ) das Glas (Akkusativ) bringen/holen?

می‌تونی لیوان را برایم بیاوری/ببری؟

۱۲. anbieten (پیشنهاد کردن)
Kann ich Ihnen (Dativ) einen Kaffee (Akkusativ) anbieten?

می‌توانم به شما یک قهوه تعارف کنم؟

۱۳. borgen (قرض دادن/گرفتن)
Ich borge meinem Freund (Dativ) mein Fahrrad (Akkusativ).

من دوچرخه‌ام را به دوستم قرض می‌دهم.

۱۴. mitteilen (اطلاع دادن/خبر دادن)
Ich teile meinem Chef (Dativ) das Ergebnis (Akkusativ) mit.

نتیجه را به رئیس اطلاع می‌دهم.

۱۵. vorlesen (با صدای بلند خواندن)
Er liest den Kindern (Dativ) eine Geschichte (Akkusativ) vor.

او برای بچه‌ها داستانی می‌خواند.

۱۶. versprechen (قول دادن)
Ich verspreche dir (Dativ) meine Hilfe (Akkusativ).

کمکم را به تو قول می‌دهم.

۱۷. stehlen (دزدیدن)
Der Dieb stiehlt dem Mann (Dativ) das Auto (Akkusativ).

دزد ماشین را از مرد می‌دزدد.

۱۸. überweisen (انتقال دادن وجه)
Die Firma überweist dem Kunden (Dativ) das Geld (Akkusativ).

شرکت پول را به حساب مشتری واریز می‌کند.

۱۹. lehren (آموختن، یاد دادن)
Die Lehrerin lehrt den Kindern (Dativ) die Grammatik (Akkusativ).

معلم به بچه‌ها دستور زبان یاد می‌دهد.

۲۰. beantworten (پاسخ دادن)
Ich beantworte dir (Dativ) die Frage (Akkusativ).

من به تو سؤال را جواب می‌دهم.

اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
در اینستاگرام
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

الهام عسگری آکادمی الهام عسگری الهام عسگری آلمانی
الهام عسگری
صفت در آلمانی
صفت ها در زبان آلمانی
ضمایر آلمانی
ضمایر در زبان آلمانی
اموزش حروف زبان المانی الهام عسگری
حروف زبان آلمانی
حالات اسم ها در زبان المانی الهام عسگری
حالات اسم ها در زبان آلمانی
اسم‌های مذکر، مؤنث و خنثی در زبان آلمانی
اسم‌ های مذکر، مؤنث و خنثی در زبان آلمانی
قدیمی تر ضمایر در زبان آلمانی
جدیدتر صفت ها در زبان آلمانی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

تحلیل فیلم و انیمیشن آلمانی
ELogo

آکادمی آنلاین آموزش زبان الهام عسگری به منظور آموزش زبان های خارجه با متدهای بین المللی و مختص کودکان و نوجوانان، به همراه ارائه مدرک بین المللی تاسیس شده است. 

Instagram Paper-plane Whatsapp

لینک های مفید

  • آکادمی الهام عسگری
  • وبلاگ
  • آموزش آلمانی به کودکان و نوجوانان
  • دوره ها
  • آکادمی الهام عسگری
  • وبلاگ
  • آموزش آلمانی به کودکان و نوجوانان
  • دوره ها

اطلاعات تماس

  • 09925443960
  • 09360426906
  • 02133322161
  • تهران، پیروزی

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به آکادمی زبان الهام عسگری می باشد.

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت